من و شهربازی...
سلام ...
چقدر ما تند تند میایم
به منظور جبران غیبتهای گذشته است
چند روز پیش رفتیم فروشگاه...
می خواستیم برای تولدم کیک بخریم...
آخه قرار بود چند روز زودتر تولدم را جشن بگیریم...
که میشد شب یلدا...
بعد واسه اینکه دیگه حسابی از یکساله شدنم لذت ببرم..
رفتیم شهربازی که اونجا بود و یکم بازی کردیم....
اینم عکس من و اسباب بازیهای اونجا

قایق سواری همراه با آهنگ و قر دادنای من خیلی حال داد..



اینم من و زنبورهایی که وقتی یکم سوارشون شدم نمی دونم چرا ترسناک شدن 


آبجی نگاه کن اونجا مَه (ماه به معنی لامپ) داره...




من و محبوبترین وسیله اونجا داب داب...



خوب تا شهربازی دیگه و عکسهای خوجل دیگه بای بای دوستای خوبم.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


من و شهربازی...
